از دوست داشتن تا عشق
پس بالاخره دختر رؤیاهایتان را پیدا کردید همان دختری که قلب شما را به تاپ تاپ می اندازد؛ همان دختری که می خواهید با او ازدواج کنید تا همسرتان باشد؛ همان دختری که تمام عمر منتظرش بودید. تنها مشکلی که وجود دارد این است که شما مرد رؤیاهای او نیستید البته از شما بدش نمیآید و حتی دوست دارد گهگاه لحظاتی را با شما بگذراند، اما نمیخواهد رابطه اش با شما عاشقانه باشد او میخواهد فقط دوست شما باشد و نه چیز دیگر درد بزرگی است می دانم.
یکی از معضلاتی که معمولاً برای آقایان پیش می آید این است که چگونه یک رابطه دوستانه را به رابطه ای عاشقانه تبدیل کنند. چگونه این دختری را که فقط می خواهد دوست آنها باشد به عاشق خود تبدیل کنند. چگونه او را شیفته خود سازند و حتی احساس شهوت او را نسبت به خود برانگیزند.بسیار خوب، من قوانین آنرا بشما خواهم گفت، اما مطمئن باشید تکنیک، روش یا راز منحصر بفردی در این زمینه وجود ندارد. در حقیقت شما باید مجموعه ای از صدها نکته را رعایت کنید؛
آنچه که انجام می دهید، آنچه که می گوئید، آنچه که فکر می کنید، و خلاصه آنچه که شخصیت شما را تشکیل می دهد. در واقع این شخصیت شماست که در یک دختر انگیزه لازم را برای دوست داشتن، عشق ورزیدن، و حتی تنفر نسبت به شما ایجاد می کند.
یادتان باشد، دختر رؤیاهای شما آدم سبک مغزی نیست. او بسته کامل را می خواهد. او هیچ وقت گول خدعه ها و نیرنگهائی که شما مثلاً در اینترنت بکار می برید را نخواهد خورد. اما همین دختر باهوش ناخودآگاه در دامهائی می افتد که در شخصیت منحصر بفرد شما نهادینه شده است. حالا که معنی بسته کامل را متوجه شدید، قطعاً نکاتی وجود دارد که انجام دادن آنها – و تمرکز روی آنها – می تواند به شما کمک کند تا از این وضعیت خارج شوید عمل به این نکات،احتمال پاسخهای احساسی مطلوب یک دختر را نسبت به شما افزایش خواهد داد که شامل افزایش دوست داشتن، علاقه و حتی شاید عشق می گردد. در اینجا می خواهم یک اصل روانشناسی را برایتان توضیح بدهم
به نام: تشدید واکنش[Response Facilitation] یا بطور خلاصه
فرآیندی است که طی آن واکنش فرد تحت شرایط خاص تقویت می گردد. در اینجا هدف ما این است که از برای تقویت واکنشهای احساسی استفاده کنیم. به عبارت دیگر،می خواهیم کاری کنیم تا دختری که بنوعی بشما علاقه دارد، واقعاً شما را دوست داشته باشد. و آن دختری که شما را فقط دوست خود می داند، به شما بعنوان چیزی بالاتر از آن، شاید معشوق خود، بنگرد.
اما یادتان باشد که می تواند در جهتهای نامطلوبی نیز عمل کند. یعنی می تواند کاری کند که یک دختر که شما را دوست ندارد، واقعاً از شما متنفر شود؛ دختری که از دست شما عصبانی است، واقعاً نسبت بشما خشمگین شود؛ یا دختری که کمی از شما می ترسد، واقعاً از شما بترسد.بعبارت دیگر، واکنشهای احساسی او نسبت به شما تشدید گردد. پس حواستان جمع باشد.
حال ببینیم چگونه می شود از طریق واکنشهای احساسی را تشدید کرد. اما قبل از اینکه وارد این بحث شویم، اجازه بدهید مختصری در مورد خود احساسات بحث کنیم.
اصولاً احساسات از دو بخش تشکیل شده است : یک بخش آگاهانه (آنچه که در موردش فکر
می کنید) و یک بخش فیزیولوژیکی (آنچه که احساس می کنید). بخش آگاهانه یا فکری، تحریکی را که احساس می کنید تعیین می کند... در حالیکه بخش فیزیولوژیکی یا احساسی، شدت تحریک را مشخص می کند.
مثلاً اگر شما از دست کسی عصبانی باشید، انواع افکار خشمگینانه نسبت به آن فرد در ذهن
شما رژه خواهد رفت،( عجب آدم احمقی است نامرد میکشمش)!. همچنین واکنشهای بدنی
مشخصی از شما صادر می گردد که نشان دهنده نارضایتی بیش از حد شماست( افزایش نرخ ضربان قلب، افزایش فشار خون، عرق کردن، جریان آدرنالین در رگها، و غیره.( و هر چه این جنبه های فیزیولوژیکی شدیدتر باشد، احساس عصبانیت شما بیشتر خواهد بود.
اما در مورد عشق چطور؟ فرض می کنیم شما دختر رؤیاهایتان را دیده اید، و چنین افکاری از ذهن شما می گذرد : ”خدای من، چه دختر خوشگلی است؛ افسونگر، ملیح و شوخ طبع. فکر کنم عاشقش شدم !“ در ضمن بدن شما بطور خودکار در حضور او یا حتی وقتی به او فکر می کنید
واکنشهائی از خود نشان میدهد ( مانند افزایش نرخ ضربان قلب، افزایش فشار خون، عرق کردن، جریان آدرنالین در رگها، و غیره ). و هر چه که این واکنشهای بدنی قویتر باشند، شما بیشتر احساس عاشق بودن خواهید کرد. و چه احساس شگفت انگیزی است این عشق.
خوب... به یک نکته جالب توجه در مورد دو احساس فوق (عصبانیت و عشق ( پی بردید؟ درست است... بخشهای فیزیولوژیکی کاملاً مشابه یکدیگر هستند. تفاوت بین عصبانی بودن و حالت شیدائی یا عشق، بیشتر مربوط به بخش آگاهانه یا فکری می باشد تا بخش فیزیولوژیکی یا احساسی. شما در حالت اول افکار خشمگینانه داشتید و در حالت دوم افکار عاشقانه ، ا ما بدن شما در هر دو حالت یک واکنش مشابه داشته است و هر چه که بدن شما واکنش شدیدتری از خود نشان دهد، احساس عصبانیت یا عشق شما بیشتر خواهد بود. (حتما بارها این جمله را شنیده اید که مرز بین عشق و تنفر از مو باریک تر است(.
البته نمی خواهم بگویم که واکنشهای بد نی کاملاً یکسان هستند. اینطور نیست. اما برای منظور ما، این واکنشها آنقدر مشابه هستند که می توانیم فرض کنیم که یکساناند.
بنابراین کلید کار این است که ما بتوانیم از تحریکهای فیزیولوژیکی ( بدنی ) برای تشدید واکنشهای احساسی استفاده کنیم. یادتان باشد که بخش تحریکی احساسات در مورد دو احساس متفاوت کاملاً مشابه یکدیگر است، و میزان تحریک موجود، شدت احساسی که تجربه میگردد را مشخص می کند. بنابراین، از این ویژگی می توانید برای ایجاد موقعیتهائی که در آن دختر رؤیاهایتان واکنشهای احساسی مطلوب را از خود بروز دهد، استفاده کنید.
خلاصه اینکه، شما می توانید با افزودن تحریکهای اضافی به یک موقعیت، دختری که دوستتان دارد )یعنی واکنشهای بدنی ملایمی نسبت بشما دارد ( را به دختری تبدیل کنید که واقعاً دوستتان داشته باشد. این تحریکهای اضافی با تحریکهای موجود جمع شده و در کل شدت واکنشهای احساسی او را نسبت بشما افزایش خواهد داد.
بد نیست یک نمونه واقعی را برایتان نقل کنم. چند سال پیش دو تا از دوستان من که آنها را
امیر و پریسا می نامیم، تصمیم گرفتند که خوش هیکل شوند و بهمین خاطر با هم سراغ ورزش ژیمناستیک رفتند و تقریباً هر روز تمرین می کردند. در آن موقع این دو نفر کاملاً ضد هم بودند...بطوریکه امکان نداشت حتی فکر کنید روزی با هم کنار بیایند...من این وضعیت را با علاقه زیادی زیر نظر گرفتم تا ببینم آیا چیزی تغییر می کند یا نه. این دو نفر هر روز با هم کار می کردند. تحریکهای بدنی ناشی از کارکرد آن ها محیط مناسبی را برای به وقوع پیوستن ایجاد کرد... و بالاخره یک رابطه عاشقانه شکوفه زد بله، من تا حدود زیادی می دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد. اما چیزی به آنها نگفتم. در حقیقت این قضیه در ذهن من یک آزمایش مهیج بود و تست جالبی از قدرت من می خواستم بدانم آیا واقعاً می تواند دو نفر را که کاملاً متقابل هستند، به یکدیگر نزدیک کند؟
بسیار خوب، حالا دیگر شما هم میتوانید حدس بزنید که چه اتفاقی برای امیر و پریسا افتاد. درعرض چند هفته آنچنان عاشق یکدیگر شدند که به اصطلاح برای هم مریض می شدند. بله،تحریکهای بدنی ناشی از کار، در تشدید واکنشهای احساسی آنها چنان قدرتمند عمل کرد که حتی این دو آدم متضاد را به یکدیگر نزدیک کرد. (ضمناً این دختر و پسر داستان ما از نظر قیافه خیلی معمولی بودند.).
از این دست اتفاقها همیشه روی میدهد، اگر چه اغلب مردم واقعاً متوجه نمی شوند چه اتفاقیدارد می افتد. مثلاً:زن و مردی را در نظر بگیرید که در مجامع عمومی نسبت به هم رفتار رابطه جنسیی دارند. اساساً آنها هیجان ناشی از انجام چنین اعمالی در جمع و ترس ناشی از دستگیر شدن را جمع کرده و از این تحریک اضافی برای انرژی بخشیدن به زندگی رابطه جنسیی خود و احساسشان نسبت به یکدیگر استفاده می کنند.
یا زوجی که مرتباً با یکدیگر جر و بحث می کنند و حتی درگیریهای فیزیکی پیدا می کنند... اما معمولاً شب را با یک رابطه جنسی داغ و احساساتی ختم می کنند... آنها اصولاً از تحریکهای عصبی شان برای تغذیه احساس و شهوت یکدیگر استفاده می کنند. یا اینکه تا حالا توجه کرده اید که فیلمهائی که با دیگران نگاه می کنید سرگرم کننده تر از فیلمهائی هستند که به تنهائی پای آنها می نشینید. در حقیقت حضور دیگران تحریک کننده است، و این تحریک اضافی به شما کمک می کند تا واکنشهای شما به فیلم قوی تر باشد.
اما چگونه از تحریکهای فیزیولوژیکی برای عاشق کردن یک دختر - یا حداقل اینکه بیشتر
دوستتان داشته باشد - استفاده کنید؟ ) درگیریها، جنگیدن ها، ترس، و دیگر منابع تحریک منفی به
هیچ وجه توصیه نمیشود. بهتر آن است که تحریکهائی که استفاه می کنید لذت بخش، یا حداقل بی اثر باشند.( پاسخ این است: کافیست کارهای لذت بخش و در عین حال تحریک کننده با هم انجام دهید.
بی نهایت کارهای تحریک کننده وجود دارد که می توانید با دختر رؤیاهایتان انجام دهید تا به
تشدید واکنشهای احساسی او نسبت به شما کمک کرده باشید (و ضمناً واکنشهای احساسی شما
نسبت به او نیز تقویت گردد ). اغلب این کارها همان چیزهائی هستند که آنها را بعنوان تفریح می شناسیم. حالا خیلی از مردم نمی دانند تفریح دقیقاً چیست و چگونه باید آن را انجام داد و معمولاً وقتی که سعی می کنند تصمیم بگیرند در یک ملاقات چ |